احتمالاً فیلم «لوسی» (Lucy) یا «نامحدود» (Limitless) رو دیدید. توی این فیلمها یه ایده خیلی جذاب مطرح میشه: «ما انسانها فقط از ۱۰ درصد ظرفیت مغزمون استفاده میکنیم و اگه بتونیم اون ۹۰ درصد بقیه رو فعال کنیم، تبدیل به یه ابرقهرمان میشیم، زبانهای جدید رو تو یه ساعت یاد میگیریم و حتی میتونیم اشیاء رو با ذهن تکون بدیم!»
این ایده انقدر قشنگه که دلمون میخواد باورش کنیم. یعنی فکر میکنیم یه نابغه درونمون خوابیده که فقط باید بیدارش کنیم. اما بیایید با واقعیت روبهرو بشیم: از نظر علمی، این ادعا یه افسانه تمامعیاره. توی این بلاگ از فکت باکس میخوایم بدون هیچ اصطلاح پیچیدهای، پرونده این ماجرا رو ببندیم.
ریشه ماجرا؛ این باور غلط چطور شکل گرفت؟
حدود صد سال پیش، علم عصبشناسی خیلی پیشرفته نبود. دانشمندان اون زمان متوجه شدن که بخشهای زیادی از مغز، کارکرد مشخص و واضحی مثل «حرکت دادن دست» یا «دیدن» ندارن. اونا اسم این بخشها رو گذاشتن «کورتکس ارتباطی» و به اشتباه فکر کردن که این بخشها خاموش یا بیکارن.
بعدها هالیوود و نویسندههای داستانهای علمی-تخیلی هم پیازداغش رو زیاد کردن و این سوءبرداشت علمی، کمکم تبدیل شد به یه باور عمومی.
چرا فرضیه استفاده از ۱۰ درصد مغز از نظر علمی رد میشه؟
بیایید با ۳ تا دلیل ساده و منطقی ببینیم چرا ما از تمام مغزمون استفاده میکنیم:
1. مغز، پرمصرفترین عضو بدنه
مغز انسان حدود ۲ درصد از وزن کل بدن رو تشکیل میده، اما بهتنهایی حدود ۲۰ درصد از انرژی و اکسیژن بدن رو مصرف میکنه. از نظر تکاملی، اصلاً منطقی نیست بدن اینهمه انرژی رو صرف عضوی کنه که ۹۰ درصدش بیکاره. اگه چنین چیزی واقعیت داشت، طی میلیونها سال تکامل مغز باید کوچیکتر میشد. طبیعت معمولاً هیچ چیز اضافی رو نگه نمیداره.
2. اسکنهای مغزی نشون میدن که تمام مغز فعاله
تکنولوژیهای امروزی مثل fMRI (تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی) دقیقاً نشون میدن که توی مغز چه خبره. این اسکنها ثابت کردن که حتی وقتی خوابیم یا داریم یه کار ساده مثل «خاروندن گوش» رو انجام میدیم، تقریباً تمام بخشهای مغز درجاتی از فعالیت رو دارن. هیچ بخشی از مغز وجود نداره که همیشه خاموش و سیاه باشه، مگر اینکه اون بخش دچار آسیب جدی شده باشه.
3. قانون «استفاده کن یا از دست بده»
سلولهای مغزی که استفاده نشن، کمکم میمیرن. این یه قانون بیولوژیکیه. اگه واقعاً ۹۰ درصد مغز ما بیکار بود، وقتی کالبدشکافی میکردیم باید با یه توده بزرگ از سلولهای مرده طرف میشدیم. اما مغز یک فرد سالم همیشه پر از نورونهای فعاله.
پس چرا احساس نمیکنیم نابغهایم؟
شاید بپرسید: «اگه من از ۱۰۰ درصد مغزم استفاده میکنم، پس چرا نمیتونم با قدرت ذهنم قاشق رو خم کنم؟» نکته اینجاست: استفاده از ۱۰۰ درصد مغز به این معنی نیست که همه نورونها همزمان با هم شلیک کنن. بیایید یه مثال بزنیم: مغز مثل یه صفحه کیبورد کامپیوتره. شما برای نوشتن یه متن، از تمام دکمههای کیبورد در طول زمان استفاده میکنید، اما هیچوقت دستتون رو نمیذارید روی همه دکمهها که همزمان فشارشون بدید!
وقتی راه میرید، یه بخشی فعاله.
وقتی حرف میزنید، یه بخش دیگه.
وقتی حل مسئله میکنید، قسمتهای دیگه روشن میشن.
اگه قرار باشه ۱۰۰ درصد سلولهای مغز همزمان با هم فعال بشن، بهش نمیگن نبوغ؛ بهش میگن تشنج صرعی (Seizure) که وضعیت خطرناکیه!!!
H2: نتیجهگیری؛ پتانسیل واقعی مغز کجاست؟
واقعیت اینه که شما همین الان هم صاحب یه سوپرکامپیوتر فوقالعاده هستید و دارید از تمام سختافزارش استفاده میکنید. اینکه چقدر باهوشید یا مهارت دارید، به «تعداد» سلولهای فعال ربط نداره، بلکه به قدرت اتصالات بین این سلولها مربوطه.
پس به جای اینکه دنبال فعال کردن اون ۹۰ درصد خیالی باشیم، راه درست برای باهوشتر شدن اینه که:
-
چیزهای جدید یاد بگیریم.
-
تمرین کنیم.
-
خواب کافی داشته باشیم.
این کارها باعث میشه سیمکشیهای مغز قویتر بشه، نه اینکه بخشهای خاموش روشن بشن. و اگه بخوام صادق باشم، مغز قرار نیست جادو کنه؛ قرار بوده خوب فکر کنه، و این کار رو خیلی هم خوب انجام میده.


